Posts Tagged: خلازیر


The bazaar is a market on the outskirts of Tehran, full of secondhand goods that have been mostly abandoned then collected By tramps on the street and brought back for resale. In my daily excursions into this market, I have noticed abandoned goods that definitely, in the past have had a deep emotional bond with their owners. Commodities that once because of our attention as humans, have had an identity apart from commodities, they have entered into our emotional relationships; have acted as playmates and sometimes as our close friends, they have lived by our side. The reason for this friendship ending in this market is, above all, a reflection of the strange and fearful power of the human being to let go, to leave. The forgetting of deep emotional relationships is the cause of this abandonment. The objects that in the past came to life by our love and attention, with our neglect and our human habit of abandoning and forgetting, they have suffered death.
خلازیر بازاری است در حاشیه شهر تهران، مملو از کالاهای دست دوم که عمدتا پیشتر رها شده و توسط دوره گردها جمع‌آوری و برای فروش آورده‌شده‌اند.
در گشت و گذار های روزانه‌ام به این بازار متوجه کالاهای رها شده‌ای شدم که قبل‌تر قطعا پیوند عمیق روحی و عاطفی با صاحب خود داشته‌اند. کالاهایی که زمانی به واسطه توجه ما انسان‌ها، هویتی جدا از کالا بودگی صرف داشته و وارد روابط عاطفی ما شده‌اند و در نقش هم بازی و گاها دوستان صمیمی ما در کنار ما زندگی کرده‌اند. ختم این دوستی به بازار خلازیر، بیش از هر چیز نشانگر توان عجیب و ترسناک بشر در گذشتن است، فراموش کردن روابط عمیق عاطفی دلیل این رهاشدگی است، اشیایی که پیشتر به واسطه علاقه ما جان‌دار شده بودند، با بی‌توجهی ما و زیر بار عادت انسانی گذشتن و فراموش کردن، به مرگ دچار شده‌اند.